برچسب:
نویسنده: حدیث احمدپور
برچسب:
نویسنده: حدیث احمدپور
هر شب
خيال ميكنم دارمَت...
كنارِ خودم...
برايت چاى ميريزم و
شروع ميكنم از روزمرگى هايم سخن گفتن
هر روز
چشم باز ميكنم
چاىِ يخ كرده ات را سر ميكشم
و با نداشتنت خيلى منطقى كنار مى آيم
اين زندگىِ منِ بعد از توست
برچسب:
نویسنده: حدیث احمدپور
برچسب:
نویسنده: حدیث احمدپور
و وصلش نتوانی
لعنت به من و زندگی و
عشق و جوانی...
R
برچسب:
نویسنده: حدیث احمدپور
هوسِ تو را دارم
که دیوانه ام کنی
با خواندنِ یک شعر،
که مَستم کنی با استکانی چای،
که خوشبختم کنی با
یک بوسه ی بی هوا!
فلسفه نبافم...
هوسِ زندگی کرده ام با تو!
بگو...
کنارَت دقیقا کجاست؟!
که زندگی آنجا معنا میگیرد!
هوسِ کنار تو بودن دارم!
برچسب:
نویسنده: حدیث احمدپور
خودَت "اضافى" بودن در رابطه را احساس ميكنى!
گاهى زمين و زمان دست به دست هم ميدهند
تا حالى ات كنند،
كه ببين "فلانى"
از اين جا به بعد،
بود و نبودِ تو
فرقى به حالِ مخاطبت ندارد كه ندارد!
بودنت فقط
روز به روز تو را كوچك و كوچكتر ميكند
"ماندن" خوب است
"جنگيدن" عاليست
"ساختن" فوق العاده ست
اما "غرور" ات از همه ى اينها مهم تر است!
برچسب:
نویسنده: حدیث احمدپور
برچسب:
نویسنده: حدیث احمدپور
برچسب:
نویسنده: حدیث احمدپور
برچسب:
نویسنده: حدیث احمدپور